تبلیغات
!من یک گفتاردرمانگرم

امروز:

مهد کودک

» نوع مطلب : گفتار کودک ،

خوب یادم هست: دو خیابان پایین تر از خانه ما، یک در آبی بزرگ بود که همییییشه باز بود. دیوارهایش رنگ و وارنگ بود و اولین چیزی که توجه یک بچه 4-5 ساله را جلب می کرد تاب و سرسره و چرخ فلکش بود. بالای در یک تابلوی قرمز بزرگ که روی آن نوشته بود: مهد کودک لاله های انقلاب

خوب یادم هست: بچه تر از حالا که بودم، آرزویم بود که یه روز صبح از خواب بیدار شوم و ببینم مامان می خواهد من را به مهد کودک ببرد!

خوب یادم هست: حتی شبها خواب می دیدم که در حیاط مهد دارم تاب بازی می کنم!

خوب یادم هست: فکر می کردم مامان و بابا من را دوست ندارند که نمیگذارند  آنجا بروم!

خوب یادم هست: از خدا می خواستم مامان سر کار برود که مجبور شود من را  بگذارد مهد!

خوب یادم هست....

 

راستی... هیچ می دانید که مهد کودک ها چه جوری به وجود آمدند؟؟!!

اولین مهد کودک دنیا را فروبل آلمانی که یک معلم بود در 1837 به نام موسسه بازی و فعالیت تاسیس کرد و سه سال بعد، اسمش را kindergarten گذاشت که با دو تعبیر مختلف آن را توضیح داده:

1.        باغی برای بچه ها: جایی که بچه ها آنجا با طبیعت آشنا میشوند.

2.        باغ بچه ها: جایی که بچه ها بتوانند در محیطی آزاد مهارت های خود را رشد دهند.

بچه ها در این باغ سه نوع فعالیت داشتند:

1.        اسباب بازی هایی برای بازی خلاق

2.        سرگرمی و رقص برای فعالیت سالم

3.        مشاهده و رسیدگی به گل های باغ برای افزایش آگاهی از جهان طبیعت

فروبل برای یافتن حقیقت بازی و طبعا تنظیم کردن آن با هدف حرکت به سوی کار، تلاش می کرد

در 1851 دولت از تاثیرگذاری مهدکودک ها بر عوامل سیاسی و رواج تفکرات دموکراتیک در جامعه احساس خطر کرد!!! و مانع ادامه کار مهد کودک ها شد و به خیال خود اجازه یک تحول بزرگ را نداد درحالیکه با این کار کمک مهمی به ترویج عقاید فروبل کرد چرا که مربی مهدکودک ها از آلمان خارج شده و در کشورهای دیگر کار خود را ادامه دادند تا جایی که جامعه طرفداران عقاید فروبل در1874 شکل گرفت و فعالیت مهد کودک ها را در جهان تسهیل کرد.

در آن زمان مهد کودک جایی بود برای بازی، تعامل و برقراری ارتباط. و مربی کسی بود که به روش های مختلف به کودک انگیزه می داد که بفمد چگونه می شود ریاضی، علوم، زبان، کامپیوتر، موسیقی، هنر و حتی روابط اجتماعی را یادگرفت. و البته مهد کودک به مادر، پدر و دیگر مراقبان کودک اجازه کار کردن می داد.

 

و حالا من، در یک مهد کودک کار می کنم و هر روز که می گذرد از آنچه در مهد می بینم متعجب تر می شوم. تعجب می کنم وقتی می بینم که چقدر مهد کودک قرن 21 متفاوت است از آنچه فروبل پایه گذاری کرد!! راستش بچه ها عجیب هستند ولی نه به اندازه پدر و مادرها! بگذارید مثال بزنم:

·         مهکامه، کوچولوترین کوچولوی مهد کودک ماست! هنوز دو سالش تمام نشده. با آن چشم های رنگی و لپهای قلمبه دل همه را می بره. همه بچه ها هم هوایش را حسابی دارند. به خصوص حواسشان هست که رژیم غذایی اش شکسته نشود چون بیماری ریه دارد و هر چیزی نباید بخورد. کافیست یک قطره اشک بریزد که همه خودشان را بکشند! همه، غیر از مامانش! مامانش تقریبا مهکامه را نمی بیند: مهکامه تا ساعت 4.5 در مهد پیش بچه هاست و بعد مربی مهد او را با خودش به خانه می برد تا 7.5 شب که مامان از آرایشگاهی که در آن کار می کند برگردد و این کوچولوی ناز را با خودش ببرد. شاید دلیلش این است که مامان در آن دوازده سالی که از خدا بچه می خواسته و خدا به او نداده بوده، نمی دانسته که بچه مراقبت کردن می خواهد، تربیت کردن می خواهد، توجه کردن می خواهد، وقت گذاشتن می خواهد! شاید هنوز هم نمی داند که بچه، مادر می خواهد!!!

·         امیر مهدی 4 ساله ما، از آن پسربچه هایی است که نه به زمین بند می شود، نه به آسمان! اولین باری که او را دیدم مامانش بقلش کرده بود، از پله ها آورده بودش بالا تا برسد به اتاق من. همین که گذاشتش زمین شروع کرد به گریه کردن... گریه که چه عرض کنم؟ ضجه می زد! آنقدر ادامه داد تا مامان باز بقلش کرد و خودش قدم از قدم بر نداشت! از مامانش پرسیدم چرا بقلش می کنی؟ گفت پاهاش خسته می شه!!!! و بعد از آن هم دیگر هرقدر برای مادرش نامه نوشتم و...  نیامد مهد. برخوردی که از مادر دیده بودم و رفتارهای امیرمهدی که به هر شکلی می خواست جلب توجه کند برایم عجیب بود تا اینکه دیروز خیلی اتفاقی فهمیدم که: امیر مهدی بعد از مهد کودک به خانه مربی مهدمی رود تا غروب که مامان و بابا بیایند دنبالش، چون مامانش مهمان زیاد دارد و نمی تواند بچه را نگه دارد!!!! آخرین شاهکار خانواده ش این بود که چند شب پیش تا ساعت 9 شب نیامده بودند دنبال بچه. و وقتی که مربی تماس می گیرد که ببیند چرا خبری از آنها نیست، مادر میگوید: اااای وااااای.... یااااادموووون رفته بووود!!!!!.....

 

این روزها با تمام وجود از پدر و مادرم متشکرم که وقتی بچه بودم من را از سر خودشان باز نمی کردند!!


نوشته شده در : دوشنبه 1 مهر 1387  توسط : کارشناس گفتاردرمانی.    نظرات() .

» نوع مطلب : گفتاردرمانی چیه؟ ،

خستگی چشم های مادر به وضوح نشان می داد که مدتهاست آرامش ندارد. کلافه بود. نمی دانست با این همه رفتارهای غیرقابل تحمل دخترش چه کار کند. قبل از تولد فرزندش شنیده بود دختر با خودش خیر و برکت به خانه می آورد ولی فاطمه در این سه سال جز دردسر و سختی و هزینه های سرسام آور و آبروریزی برایش نیاورده بود. صورتش را با سیلی سرخ نگه میداشت که دیگران نفهمند چقدر عذاب می کشد ولی همیشه از خودش می پرسید: "چرا من؟؟!! چرا دختر من باید با همه فرق داشته باشد؟؟ چرا دختر سه ساله ام به جای این که حرف بزند و بگوید که چه می خواهد مدام جیغ می کشد، گریه می کند، موهایش را می کشد، از من آویزان می شود و...؟؟ چرا در مهمانی پنج دقیقه هم با بچه ها بازی نمی کند؟؟ چرا در رستوران تحمل نشستن روی صندلی و منتظر غذا شدن را ندارد و آنقدر اذیت می کند که مجبور شویم غذا خورده نخورده از رستوران بیرون بیاییم؟ چرا شبها دیر می خوابد و تا صبح چند بار بیدار می شود؟ چرا زمین و زمان را به هم می دوزد؟؟؟!!"

آنقدر درختر دردانه اش را پیش دکترهای مختلف برده بود که دیگر هیچ امیدی نداشت. هیچ کدام از داروها باعث نشده بود دخترش حرف بیفتد. با خودش فکر می کرد :"نکند فاطمه هیچ وقت زبان باز نکند؟ نکند دخترم عقب مانده ذهنی باشد؟ نکند...؟؟؟؟"

اطرافیان هم دانسته و ندانسته این آتش را دامن می زدند. مدام از او می پرسیدند: "بالاخره حرف افتاد؟... جز مامان و بابا و آبه وبه به _که از یک سالگی می گفت_ دیگه چی یاد گرفته تازگی؟!!... تخم کفتر بستی به چونه ش؟؟!!!!... امام زاده رفتی شمع روشن کنی؟؟؟؟!!!!!! و...."

تا اینکه بالاخره آخرین رکتری که فاطمه را ویزیت کرد به مادر گفت که مشکل فاطمه تنها یک راه حل علمی دارد و آن گفتاردرمانی است.

مادر با نا امیدی تمام به کلینیک گفتاردرمانی رفت...

هنوز دو ماه از شروع درمان نگذشته بود که صدای جمله های کوتاه فاطمه فضای خانه را پر کرد: "این چیه؟!... مامان بیا... آبجی کاکائو بده!!... مامان آب بده... و..."

فاطمه در همین زمان کوتاه آنقدر آرامش پیدا کرده بود که حدود نیم ساعت روی یک صندلی بنشیند و فعالیت خاصی را انجام دهد. کم کم ساعت های خوابش تنظیم شد و یاد گرفت که به جای جیغ کشیدن و پرخاشگری از کلمات برای بیان خواسته اش استفاده کند. حتی یادگرفت با دیگران شوخی کند یا آنها را گول بزند!!

گفتاردرمانگر فاطمه معتقد است که گفتار او به زودی مشابه گفتار هم سالانش می شود.

 

کلینیک گفتاردرمانی خدایار

تلفن تماس: 88678101


نوشته شده در : چهارشنبه 16 مرداد 1387  توسط : کارشناس گفتاردرمانی.    نظرات() .

یه تجربه قشنگ۲

» نوع مطلب : توانبخشی ،

هرکاری می کردم عرفان ساکت نمی شد! اولین بچه ای نبود که می دیدم از اول تا آخر جلسه رو گریه می کنه ولی اولین بچه ای بود که می دیدم اینطوری گریه می کنه!! تمام مدت جلسه روی زمین خوابیده بود، پاشو با تمام توانش به زمین می کوبید و جمله های تکراری آرامش بخش به خودش می گفت: بریم مامان؟!... بستنی بخریم؟!... دایی بیاد؟!...... و بعد از هر جمله گریه اش شدیدتر میشد. تمام این اتفاق ها درحالی می افتاد که من کنار اتاق با فاصله زیاد از او ایستاده بودم و حتی نگاهش هم نمی کردم!!!

.

.

کاردرمانگر عرفان معتقده که او اختلالات اضطرابی خیلی شدید داره و گریه هاش از نوع خاصیه. حدس زده بود که این بچه معصوم کتک می خوره و بعد، از مربی مهد شنیده بود که "برای آروم کردنش مجبورم کتک بزنم!!!" جالب اینجاست که مادر عرفان کاملا از کتک خوردن های تک فرزندش خبر داشت ولی فکر می کرد: "حتما مربی مهد بیشتر از من می فهمه!!!"

.

.

عرفان، پسر کوچولوی 5 ساله ای که مادرش امیدواره سال دیگه به پیش دبستانی بره، هزار و یک اختلال درمان شدنی و درمان نشدنی داره و تا یک ماه پیش هییییییییچ کس حتی مربی مهد کودک، به مادر و پدرش نگفته که فرزند دلبندشون نیاز شدید به یک دوره فشرده درمان توانبخشی داره!....

پدرها... مادرها...

به هیچ کس... به هیچ کس... به هیچ کس اجازه ندین که حتی به بهانه تربیت، فرزند شما رو تنبیه بدنی کنه یا بهش توهین کنه و به شخصیتش آسیب برسونه و اعتماد به نفسش رو از بین ببره.

یادمون نره که بچه ما اگه یه معلول جسمی باشه با شخصیت سالم، حتما در زندگیش موفق میشه ولی مطمئنا کسی که جسم سالمی هم داره، اگر اختلالات شخصیتی داشته باشه نمی تونه آدم موفقی بشه!


نوشته شده در : جمعه 13 اردیبهشت 1387  توسط : کارشناس گفتاردرمانی.    نظرات() .

یک تجربه قشنگ!

» نوع مطلب : گفتار کودک ،

جای دندونای کیانا روی دستم کبود شده، ولی به جاش یادگرفتم که بچه ای که همه رو گاز میگیره و دیگران میگن پرخاشگره ممکنه یه اختلال حسی ساده توی مفصل فک داشته باشه!!!

علت خیلی از رفتارهای فرزندان ما با آنچه که ما فکر می کنیم همون قدر متفاوته که دنیای بچه ها و آدم بزرگا با هم فرق دارن!

پدرها... مادرها... در اولین فرصت برای حل مشکلات رفتاری و گفتاری دختر و پسر عزیزتون اقدام کنین و اجازه بدین یک متخصص درباره فرزندتون نظر بده!


نوشته شده در : سه شنبه 20 فروردین 1387  توسط : کارشناس گفتاردرمانی.    نظرات() .

سندرم داون

» نوع مطلب : توانبخشی ،

سلام بابای بنیامین... خوبین؟ بنیامین کوچولوی ما خوبه؟

بهتون قول داده بودم که راجع به مشکلات پسر شما و بچه های سندرم داون، کتابهای خوبی که هست رو معرفی کنم و امروز به مناسبت روز جهانی سندرم داون (21 مارس) این کار رو می کنم:

نام کتاب: مهارت های حرکتی کودکان سندرم داون   

نویسنده: پاتریشیا سی. ویندرز

مترجم: علی اسلامبولچی مقدم، فرهاد فتحی نژاد سرابی، محمد کوروش احمدی صفا

انتشارات: دانژه

توی این کتاب درباره رشد حرکتی بچه ها و به خصوص بچه های داون خیلی خوب توضیح داده شده. البته درباره گفتارشون مطلبی نداره!!

در پست های بعدی بخش هایی از همین کتاب رو برای آشنایی بیشتر شما خواهم نوشت. امیدوارم استفاده کنید.


نوشته شده در : جمعه 2 فروردین 1387  توسط : کارشناس گفتاردرمانی.    نظرات() .

روز جهانی سندرم داون

» نوع مطلب : توانبخشی ،

سندرم داون یا سندرم تریزومی 21، یک بیماری ژنتیکیه که به خاطر این ایجاد میشه که فرد از کروموزوم 21، به جای اینکه دو تا داشته باشه سه تا داره؛ و همین کروموزوم اضافه خیلی مشکلات مختلفی برای او به وجود میاره.

...و امروز، 21 مارس، روز جهانی تریزومی 21 نامگذاری شده!

بچه های داون، روزتون مبارک!


نوشته شده در : جمعه 2 فروردین 1387  توسط : کارشناس گفتاردرمانی.    نظرات() .

سندرم داون

» نوع مطلب : گفتار کودک ،

کمک به کودکان سندرم داون جهت دستیابی به گفتار قابل فهم

            منظور از قابلیت فهم گفتار این است که دیگران، چقدر از گفتار کودک شما را متوجه می شوند و البته در این ارزیابی نظر غریبه ها مهمتر از افرد آشناست.

برای افزایش قابلیت فهم گفتار به هیچ وجه نباید تا زمانی که بچه به حرف بیفتد دست نگه داریم بلکه در اولین فرصت باید درمان را شروع کرد. در این مرحله گفتاردرمانگر از سویی بر درمان عملکردهای مربوط به تغذیه مثل بلع و از طرف دیگر بر مهارت های پیش کلامی که منجر به گفتار بهتر می شود، متمرکز خواهد شد. همچنین تمرین های زودهنگام مربوط به حرکات و بهبود عملکرد عضلات مربوط به گفتار را باید درنظر گرفت.

چه چیزهایی بر قابلیت فهم گفتار تاثیر می گذارند؟

·         ویژگی های آناتومیک کودک چگونه است؟ (وضعیت لبها، زبان، کام، گوش، لوزه ها، فک بالا و پایین)

·         ویژگی های جسمی کودک چگونه است؟ (حالت قرار گرفتن لب و زبان، حرکت و قدرت و سرعت لب و زبان، کنترل تنفس)

·         از نظر عملکردهای عصبی در چه مرحله ای قرار دارد؟ (حرکات دهان چگونه است؟ برنامه ریزی حرکتی مغز چطور انجام می شود؟ الگوی بلع و غذا خوردنش چطور است؟)

·         علائمی که شنونده از گفتار او درک می کند چگونه است؟ (خطاهای تلفظی، سرعت گفتار، روانی گفتار، آهنگ گفتار)

·         عوامل غیر کلامی را چطور به کار می برد؟ (تماس چشمی، حالات چهره و بدن و...)

نکته مهم این است که کودکان سندرم داون هیچ اختلال گفتاری خاصی که در کودکان دیگر دیده نشود ندارند.

ممکن است بسیاری از کودکان داون دچار آپراکسی گفتار باشند. در این حالت شما میبینید که کودک به صورت ناخودآگاه کلمه ای را به خوبی می گوید ولی وقتی از او بخواهید که آن را بگوید، از بیان آن ناتوان است.

علایم مهم آپراکسی

·         از دوره نوزادی صداسازی های کودک کم است.

·         مشکلاتی در غذا خوردن دارند. (مثلا غذا مدام در حلقش می پرد، یا غذاهای جامد نمی تواند بجود و...)

·         دیر به حرف می افتند.

·         برای اینکه منظورشان را به شما برسانند از ایما و اشاره به خوبی استفاده می کنند.

·         وقتی شروع به حرف زدن می کنند، در اولین کلمات معمولا صدای اول را نمی گویند مثل ایب به جای سیب یا آپو به جای هاپو.

·         از صداهای محدودی در حرف زدن استفاده می کنند و عموما به جای هم خوانها (مثل ب، ن، ت، ل، م و...) از واکه ها مثل آ، اَ و...) استفاده می کنند.

·         گاهی کلمه ای را به خوبی بیان می کنند و گاهی اشتباه تلفظ می کنند و گاهی حتی از گفتن همان کلمه عاجزند.

کارهایی که پدر و مادرها برای بهبود آپراکسی می توانند انجام دهند:

·         در اولین فرصت به یک آسیب شناس گفتار و زبان مراجعه کنید.

·         در بازی با کودک از ریتم، ملودی و آواز خواندن استفاده کنید.

·         کودک را به انجام بازیهایی که صداسازی دارند تشویق کنید (مثل کیو کیو کردن با تفنگ، بیبو بیبو کردن با ماشین و...)

·         کودک را تشویق کنید که آنچه می شنود تقلید کند. (دقت کنید از کودک به هیچ وجه نباید خواست که "بگو بابا... بگو بیا... بگو... بگو... بگو..." استفاده از واژه "بگو" نه تنها به بهتر شدن گفتار کودک هیییییییییییییچ کمکی نمی کند بلکه او را لجباز هم می کند و مدام ناتوانیهایش را در نظرش بزرگ می کند که منجر به اختلالات رفتاری خواهد شد.)

·         تکرار ترکیباتی مثل لالالالا... پاپاپاپا... دادادادا... قاقاقاقا... به سرعت پیشرفت آواسازی ها در مراحل ابتدایی بسیار کمک کننده است.

·         خواندن شعر و تکرار بعضی قسمتها


نوشته شده در : شنبه 18 اسفند 1386  توسط : کارشناس گفتاردرمانی.    نظرات() .

اوتیسم

» نوع مطلب : گفتار کودک ،

اوتیسم یکی از اختلالات روانپزشکی کودکان است که علائم آن قبل از سه سالگی ظاهر می شود. گفته می شود از هر 10000کودک بین 2 تا 5 نفر آنها دچار این اختلال هستند و در پسرها 3 تا 5 برابر بیشتر از دخترها دیده شده هر چند که دخترها علائم را شدیدتر نشان می دهند. علت اوتیسم هنوز کاملا شناخته نشده است.

علامت های اوتیسم را در  سه گروه می توان بررسی کرد:

گروه اول: اختلال در تعامل اجتماعی

این کودکان از اولین دوره های کودکی ارتباط چشمی مناسبی با والدین برقرار نمی کنند و به افراد دیگر مثل اشیا بی جان نگاه می کنند. تفاوتی بین آشنا و غریبه قائل نیستند و به رفتارهای عاطفی والدین (مثل لبخند و بقل کردن و گوگوری مگوری کردن!) توجهی نشان نمی دهند.

گروه دوم: اختلال در ارتباط

کودکان اوتیستیک در رشد گفتار تاخیر مشخصی را نشان می دهند. عموما قادر به استفاده از گفتار برای برقراری ارتباط نیستند و سعی می کنند با جیغ کشیدن و رفتارهایی مثل آن به خواسته هایشان برسند. حتی در مواردی که توانایی حرف زدن دارند، گفتارشان ویژگی های خاصی دارد مثل تکرار طوطی وار آنچه می شنوند. (مثلا به او می گویید: سلام سپهر... خوبی؟ با کی او اومدی؟ او در جواب می گوید: سلام سپهر... خوبی؟ با کی او اومدی؟) یا ممکن است چیزی را که قبلا شنیده در جای نادرست و مداوم تکرار کند. به همین دلیل این کودکان معمولا چیزهایی را بیان می کنند که مفهوم آن را نمی دانند و از آنجا که قادر به درک بسیاری از مفاهیم واژگان و عبارات و اینکه چگونه و به چه صورت باید آنها را به کار برد، نیستند، در مکالمه و ارتباطات اجتماعی موفق نمی شوند. این بچه ها حتی در برقراری ارتباط غیرکلامی چه از طریق اشاره و چه حالات چهره و... نیز مشکل دارند.

گروه سوم: رفتار کلیشه ای

رفتارهای کلیشه ای در کودکان اوتیستیک بسیار رایج است. گاهی این رفتارهای کلیشه ای در حرکات کودک دیده می شود مثلا می بینید که فرزندتان مدام دستهایش را به حالتی خاص می چرخاند؛ یا سرش را به چپ و راست حرکت می دهد؛ یا... همین رفتارها را به شکلی دیگر می توان در بازیهای او هم دید: ممکن است کودک عادت داشته باشد که ماشین هایش را همیشه به شکل خاصی ردیف کند و هرگز شکل دیگری را امتحان نکند. یا عروسکش را همیشه به شکل خاصی می خواباند و با دقت لباسها و رختخواب او را مرتب می کند. و یا ساعت ها با یک اسباب بازی بسیار ساده سرگرم می شود و یا زمان زیادی مشغول جلو و عقب کشیدن ماشینش در یک فاصله کم می شود.

علاوه بر این علائم موارد قابل توجه دیگری هم هست:

کودکان دچار اوتیسم، به اشیا بی جان وابستگی شدید پیدا می کنند و از تغییر شرایطی که در آن هستند آزرده می شوند مثلا ممکن است نسبت به تغییر دکور اتاق ها چنان واکنشی نشان دهند که والدین را مجبور کنند که همه چیز به حالت اولش برگردانده شود. ویا ممکن است نسبت به لباس های جدید تمایلی نشان ندهند و...

کودکان اوتیستیک عموما دچار مشکلات در حواس پنج گانه هستند. ممکن است هر یک از حواس آنها شدیدتر یا کندتر از حالت عادی عمل کند. مثلا ممکن است مدتها به نور لامپ خیره شوند یا برعکس، یعنی با روشن شدن چراغ واکنش شدیدی نشان دهند. ممکن است ساعتها به صدای تیک تیک ساعت گوش کنند و یا برعکس، یعنی با شنیدن یک صدا جیغ بکشند و اعلام نارضایتی کنند. ممکن است به کسی اجازه ندهند به آنها دست بزند و یا برعکس، مدام پوستشان را بخارانند. ممکن است چیزی را که بوی چندانی هم ندارد (مثل گچ) مدام  به بینی نزدیک کند و آن را بو کند.

باید توجه کرد که بیش فعالی و رفتارهای پرخاشگرانه و خودآزارانه در این کودکان شایع است. از سوی دیگر گروهی از این کودکان استعدادهای بسیار خارق العاده در زمینه های خاص مثل موسیقی یا به خاطر سپردن تعداد زیادی شماره تلفن و... هستند که همین عامل منجر به گمراه شدن والدین در اقدام زودهنگام برای درمان می شود.

نکته مهم برای والدین کودکان اوتیستیک این است که هرچند مصرف داروهای روانپزشکی در کنترل علائم این اختلال موثر به حساب آمده ولی تاثیر گفتاردرمانی در بهبود مهارتهای برقراری ارتباط این کودکان و تاثیر کاردرمانی در درمان مشکلات حسی آنها انکار ناپذیر است.

 


نوشته شده در : پنجشنبه 25 بهمن 1386  توسط : کارشناس گفتاردرمانی.    نظرات() .

گفتار در کودکان۱

» نوع مطلب : گفتار کودک ،

از زمانی که نوزاد شما در لحظه تولد گریه می کند، درواقع روند رشد گفتار خود را آغاز کرده است. در روزها و ماه های اول، به تدریج از گریه او کم شده و بر صداسازی هایش افزوده می شود. کم کم فرزند شما اصطلاحا قان و قون می کند و بعد یاد می گیرد از هجاهای یکسان کلماتی مثل دد، قاقا بسازد که او را به آنچه می خواهد برساند.

در یک سالگی کودک دستورهای ساده (مثل بده، بگیر، ببر، بنداز، بردار و...) را می فهمد و انجام می دهد. سعی می کند صداهایی مثل آنچه از شما می شنود، بگوید. اسم چیزهای آشنا را (مثل بابا، مامان، ماشین، چشم، پا، گوشی، کلید و...) می داند. در حدود 10 کلمه ساده به کار می برد و می داند که برای جلب توجه بزرگترها به جای گریه کردن باید از گفتار یا صداهای دیگر استفاده کند.

در دو سالگی می تواند تعدادی از اشیا معمولی اطرافش را نام ببرد و بین 100 تا 200 کلمه می گوید. گفتارش از عبارت های یک یا دو کلمه ای تشکیل شده و حداقل دو حرف اضافه (مثل تو، رو، زیر) به کار می برد. از ضمیر من و تو به درستی استفاده می کند. سوالاتی مثل توپ کو؟ یا این چیه؟ می پرسد و می تواند به درخواستهای چند کلمه ای (مثل چشماتو نشونم بده) پاسخ دهد. در این دوره کودک از گوش کردن داستان های ساده لذت می برد و دوست دارد آن را چندین بار تکرار کنید. در این دوره شما و دیگر افرادی که با فرزند شما صحبت کنند حدود 70 درصد حرف های او را متوجه می شوید.

در سه سالگی کودک بسیار کنجکاو می شود و با سوالاتی که از شما می پرسد تعداد کلماتش را تا حدود 1000 کلمه افزایش می دهد. اغلب از عبارت های دو یا سه کلمه ای استفاده می کند. حداقل سه حرف اضافه را به کار می برد. اعضای اصلی بدن را می شناسد و اگر نام نبرد، باید بتواند آنها را نشان دهد. دستورات دومرحله ای شما را (مثل جورابتو دربیار، بذار توی سبد) می فهمد و انجام می دهد. می تواند نام، سن و جنسیت خود را بگوید. مفهوم تضاد و تشابه را متوجه می شود. می تواند به سوالاتی از قبیل وقتی خوابمون میاد/ گرسنه ایم/ سردمونه/ گرممونه/ تشنه ایم باید چه کار کنیم؟، جواب قانع کننده بدهد. در این دوره حدود 90 درصد آنچه کودک می گوید قابل فهم است.

در چهار سالگی کودک در حدود 1500 کلمه دارد و عبارت های چهار تا شش کلمه ای می سازد. سوالات زیادی مثل چرا...؟ و یا کجا...؟ و... می پرسد و دوست دارد درباره آنچه انجام داده صحبت کند. با خودش و اسباب بازی هایش حرف می زند، شعر می خواند، داستان تعریف می کند. اسم حیوانات، میوه ها و ماشین ها را می داند و اشیا معمولی در عکس کتاب ها و مجلات را نام می برد. حداقل چهار حرف اضافه را می شناسد. از فعل های مرکب استفاده می کند و تقریبا همه فعل ها را درک می کند. گفتار معمولا به طور کامل قابل فهم است.

در پنج سالگی کودک شما توانایی ساختن جملات طولانی و دارای جزییات زیاد با حدود 2000 کلمه اش را به دست می آورد. کل گفتارش باید کاملا قابل فهم و از نظر دستوری صحیح باشد. می تواند تا 10، به صورت ریتمیک بشمارد و حداقل مفهوم اعداد تا چهار را دارد. می تواند دستورات سه مرحله ای را بدون وقفه پیروی کند. متضادهای معمولی را نیز می شناسد (مثل بزرگ و کوچک، نرم و سخت، سبک و سنگین و...)

در صورتی که کودک شما  نسبت به سیر طبیعی رشد گفتار، تاخیر نشان می دهد و یا هنوز به بسیاری از توانایی های متناسب با سن خود دست پیدا نکرده، در اولین فرصت به آسیب شناس گفتار و زبان مراجعه کرده و از پیشنهادهای کارشناسانه او برای کمک به فرزند خود استفاده نمایید.

 

 


نوشته شده در : سه شنبه 23 بهمن 1386  توسط : کارشناس گفتاردرمانی.    نظرات() .

اختلال تولید

» نوع مطلب : گفتاردرمانی چیه؟ ،

تا حالا کسی رو دیدی که وقتی می خواد بگه "سیب"، میگه "ثیب"؟! مردم اصطلاحا به این افراد میگن: نوک زبونی!

خیلی از بچه ها نوک زبونی حرف می زنن و با این حرف زدن شیرین کودکانه، دل ما بزرگترا رو می برن! اما بد نیست بدونیم که نوک زبونی حرف زدن شاید تا 4 و 5 سالگی بچه رو در نظر دیگران دوست داشتنی تر بکنه ولی بعد از اون یه اختلال گفتاری حساب میشه که نیاز به دخالت درمانی گفتاردرمانگر داره. در بعضی موارد ممکن است این اختلال کودک، همزمان با رشد او کمرنگ و پس از مدتی ناپدید شود ولی در غیر این صورت به والدین پیشنهاد میشه که هرچه زودتر برای حل این مساله اقدام کنند.

اگر شما دوست عزیز، از جمله کسانی هستی که از کودکی دچار این مساله بوده اند ولی تحت درمان قرار نگرفته ای، پیشنهاد میکنم در اولین فرصت به یک گفتاردرمانگر مجرب مراجعه کن و از کمکهای تخصصی او برای بهبود این اختلال استفاده کن.


نوشته شده در : شنبه 28 مهر 1386  توسط : کارشناس گفتاردرمانی.    نظرات() .

اگه گفتی...؟؟؟!!!

» نوع مطلب : گفتاردرمانی چیه؟ ،

اگه گفتی این کاریکاتور یعنی چی!؟!


نوشته شده در : سه شنبه 17 مهر 1386  توسط : کارشناس گفتاردرمانی.    نظرات() .

» نوع مطلب : توانبخشی ،

من: "همین که پا گذاشتم توی ساختمون، دنیا روی سرم خراب شد. نمی دونم چرا ولی دلم گرفت. انگار بار اول بود که کلمه عقب مانده ذهنی به چشمم می خورد!!! بچه ها تعطیل شده بودن، جز مدیر و یکی دوتا از مربی ها کس دیگه نبود.

در کمتر از 4 دقیقه خانم مدیر برام توضیح داد که: اینجا یک مرکز غیرانتفاعیه که برای نگهداری و آموزش بچه های عقب مانده ذهنی زیر 14 سال، تاسیس شده. مااینجا حداقل 25 تا از بچه هامون گفتاردرمانی می خوان و...."

تو: "واقعا این همه عقب مونده و معلول توی تهران هست؟!!"

من: "این همه؟!! 25 نفر میشن این همه؟ پس اگه بدونی که 10 درصد کل جمعیت ایران معلولند چی میگی؟! تازه کاش فقط همین بود... وقتی یه نفر توی یه خانواده یه معلولیتی داره، چه ذهنی باشه، چه جسمی،به کل خانواده و اطرافیانش فشار میاره و باعث میشه بقیه اعضای اون خانواده هم یه جورایی معلول بشن. با احتساب اینا آمار نشون میده که 25% مردم ایران معلولند! فاجعه نیست؟؟!!"

تو: "پس کجان؟ چرا من نمی بینمشون؟!!"

من: "کجان؟ تو خونه هاشون! نمی بینیشون چون نمی تونن پا توی خیابون بذارن. تا حالا فکر کردی که یه بچه که روی ویلچر میشینه چه جوری باید بره مدرسه؟ با اتوبوس؟ با مینی بوس؟ پیاده؟ با تاکسی؟ یا با ماشین شخصی؟ اتوبوس و مینی بوس رو که بی خیال شو... کدوم یکی از ما حاضریم  5 دقیقه صبر کنیم تا یه معلول سوار تاکسی بشه و راننده ویلچرشو بذاره تو صندوق عقب؟

تا حالا فکر کردی که یه مرد 35 ساله با ویلچر چه جوری می تونه تنهایی از خونه بره بیرون و کارای اداری خودشو و خانواده ش رو انجام بده؟ چند تا اداره رو دیدی که سطح شیبدارداشته باشه؟ دانشکده ما که اسمش دانشکده توانبخشی بود، سطح شیب دار نداشت!!! مادرها مجبور بودن بچه شون رو برای گفتاردرمانی بقل کنن و بیارن از پله ها بالا... حالا دیگه حسابشو بکن که جاهای دیگه وضعیت چه جوریه!!!

اگه از مخارج سرسام آوری که معلولیت برای افراد به بار میاره و نبودن امکانات توی شهر و هزار و یک فاکتور دیگه که این افراد رو خونه نشین میکنه بگذریم، یه آدم معلول با نگاه های ترحم آمیز من و تو چی کار باید بکنه؟!..."

تو: ...

من: ...


نوشته شده در : شنبه 7 مهر 1386  توسط : کارشناس گفتاردرمانی.    نظرات() .

» نوع مطلب : گفتاردرمانی چیه؟ ،

مرکز گفتاردرمانی تارا با هدف افزایش دانش و مهارت های بالینی گفتاردرمانگران، سلسله نشست های علمی برگزار می کند:

 

عنوان اولین دوره آموزشی:  ماهیت و درمان اوتیسم

سخنران: دکتر سید مجید رفیعی (متخصص گفتاردرمانی و نوروساینس)

 

شروع دوره: دوشنبه (16مهر1386) ساعت 18- 16

این دوره 4 جلسه ای  به صورت هفتگی در روزهای دوشنبه برگزار می شود.

 

محل برگزاری: تهران، خیابان ولیعصر، روبه روی خیابان فاطمی، کوچه شهید صدر، تقاطع کوچه سربداران، مجتمع پزشکان صدر، طبقه سوم، مرکز گفتاردرمانی تارا

 

هزینه دوره: 16000 تومان

 

لطفا جهت کسب اطلاعات بیشتر ونیز ثبت نام با ما تماس بگیرید: 09122473243


نوشته شده در : چهارشنبه 4 مهر 1386  توسط : کارشناس گفتاردرمانی.    نظرات() .

» نوع مطلب : بهداشت صوت ،

آزمون تجزیه تحلیل شخصی صوت

این آزمون شامل 19 عبارت است. هر عبارت را بخوانید و در مورد آن فکر کنید. سپس هر عبارت را بر اساس نظر خودتان راجع به صدایتان با علایم درست و نادرست علامت بزنید.

 

  1. شما مکررا در حین صحبت کردن با کمبود هوای تنفسی مواجه می شوید.

  2. شما دوست ندارید که به صدای ضبط شدۀ خودتان گوش کنید.

  3. در حین صحبت کردن صدایتان خسته میشود.

  4. افراد غریبه از پشت تلفن شما را جوانتر یا پیرتر از آنچه واقعا هستید تصور می کنند.

  5. صدای شما هنگام صبح با صدای شما هنگام عصر تفاوت دارد.

  6. بعد از صحبت کردن به مدت طولانی صدایتان خسته میشود.

  7. بعضی اوقات مردم در شنیدن صدای شما دچار مشکل می شوند.

  8. صدای شما به خوبی سابق نیست.

  9. صدای شما تودماغی به نظر می رسد.

  10. صدای شما طوری است که انگار عصبی هستید.

  11. شما ممکن است زمانی که عصبی یا خسته می شوید، صدای خود را از دست بدهید.

  12. وقتی صحبت می کنید آن صدایی را که میخواهید ندارید.

  13. شما مایل هستید که زیر و بمی صدایتان را تغییر دهید.

  14. شما احساس می کنید که صدای شما واقعا متعلق به خودتان نیست.

  15. شما پی در پی گلویتان را صاف می کنید.

  16. وقتی دچار آلرژی یا سرماخوردگی می شوید گاهی صدایتان را از دست می دهید.

  17. شما بعد از صحبت کردن به مدت طولانی احساس خستگی بیش ار حد و زخم شدگی در گلویتان دارید.

  18. مردم اغلب در فهمیدن صحبت های شما دچار مشکل می شوند.

  19. افراد غریبه از پشت تلفن در تشخیص جنسیت شما اشتباه می کنند.

 

19 عبارت را مجددا بازبینی کنید و ببنید آیا پاسخ های اولی قطعا احساس شما را در مورد صدایتان نشان می دهند؟

 

حالا تعداد پاسخ های صحیح را بشمارید.

اغلب یک یا دو مورد دربارۀ صدای ما صدق می کند.

 

بعد از به کار بردن این آزمون در مورد تعدادی از بزرگسالان، توانستیم میزان تجه دربارۀ صدا را در مقیاس زیر درجه بندی کنیم:

پاسخ های صحیح                              میزان توجه

2-0                                                                                                 فقدان توجه

4-3                                                                                                 توجه گم

8-5                                              توجه متوسط

9 یا بیشتر                                       توجه زیاد

 

با میزان توجه زیاد احتمال میرود که شما از صدای متفاوت از صدای طبیعی تان استفاده می کنید.

 

برگرفته از: چگونه صدای طبیعی خود را بیابیم.

              پرفسور دانیل بون

             ترجمه خانم غفاری انارکی (1372)

 


نوشته شده در : جمعه 12 خرداد 1385  توسط : کارشناس گفتاردرمانی.    نظرات() .

کمربند ایمنی

» نوع مطلب : بهداشت صوت ،

میدونین که بستن کمربند ایمنی در مراقبت از صدای ما تاثیر داره؟

خیلی وقتا پیش میاد که توی تصادفهای رانندگی چون افراد کمربند ایمنی رو نبستن، به جلو پرتاب میشن و گردنشون به فرمون برخورد میکنه و به خاطر بالا بودن شدت ضربه، بخشهای غضروفی حنجره میشکنن!!!

 

 شنیده بودیم تو این دنیا همه چی به همه چی مربوطه؛ ندیده بودیم!!!

چه دنیای عجیب غریبی داریم... !


نوشته شده در : جمعه 29 اردیبهشت 1385  توسط : کارشناس گفتاردرمانی.    نظرات() .